بصیر نصیبی
مجموعه
دروغگوها*
شبه
نمایشنامه در ۳
پرده

هولیود
در کنار
پنتاگون وسیله
مسخ انسانهاست
سید محمد
خاتمی به هنگامی
که وزیر
سانسور رژیم بود
گفتم:
چی شده باز
زنگ میزنی؟
نکنه این دفعه
دیگه میخواهی
از شهامت هیئت
سینمایی
هولیود برام
بگی؟
گفت:
نه بابا دارم
از حیرت شاخ
درمییارم.
گفتم:
فکر میکنی
هنوز شاخ در
نیاوردی؟
آینه بدم
خدمتتون؟
گفت:
آخه ببین چند
روز پیش بود
که خبرگزاریهای
حکومتی اندر
مضار هولیود
فاسد، قلمفرسایی
میکردند و ایرنا
نوشت: "مراسم
سالانه اسکار
که ظاهرا برای
تقدیر از دستاندرکاران
سینمای هالیوود
و جهان برگزار
میشود به میدانی
برای تبلیغ
انحرافات جنسی
تبدیل شده
است. در مراسم
امسال که
بامداد
دوشنبه به وقت
تهران پایان یافت
"شون پن" بازیگر
سینمای هالیوود
به سبب بازی
در فیلم "میلک"
اسکار بهترین
بازیگر مرد را
دریافت کرد. "میلک"
یک سیاستمدار
آمریکایی است
که انحراف جنسی
داشته و به
قتل میرسد. "شون
پن" و "داستن
لنسبلک" نویسنده
داستان زندگی
این سیاستمدار
آمریکایی که
داستانش
اسکار بهترین
فیلمنامه را به
دستآورد در
اظهارات خود
در این مراسم
از مخالفان
همجنسبازی و
ازدواج همجنسبازان
در آمریکا
خواستند در
نظرات خود تجدید
نظر کنند."
گفتم
:البته بمانند
که همین آقای
شون پن در دوران
پر افتخار شبه
اصلاحات به ج. اسلامی
سفر کرد و در
نماز جمعه
حضور یافت و با
دزد و قاتل
سرگردنه
رفسنجانی عکس
یادگاری گرفت.
اگه بخواهیم
تاریخچه حضور
هنرمندان در
دارالخلافه و
به دعوت آخوندها
را، مرور کنیم
سخن به درزا
میکشد، بهتر
اینکه به نقل
مسایل همین ۳
یا ۴ ماه پیش
تا سفر سفیران
بلندپایه
سینمایی به ج.
اسلامی بسنده
کنیم.
گفت:
پس پرده اول نمایش
را آغاز کنیم با
بازی گلشیفته
فراهانی در
فیلم "مجموعه
دروغها"
ساخته ریدلی اسكات.
گفتم:
خب من اصل
ماجرا را در
همان وقت مطرح
کردم، هر چند تکرار
آن، هم برای
خودم و هم
خواننده آگاه
ملالآور است،
اما برای
اطلاع کسانی
که از همه این
اتفاقات
برداشتهایی
داشتهاند که
از طریق سایتها
و رادیو
تلویزیونها دریافت
کردهاند به
ناچار و به طور
خیلی خلاصه
این اتفاقات
را مرور میکنیم.
گفت:
تو ادعا داشتی
که اصلا این
خانم با اجازه
مقامات در این
مجموعه بازی
کرد. پس اون همه
سر و صدا،
بگیر و ببند و تهدید
از چه بابت
بود، تا اون
جا که وزیر
ارشاد فرمود
زیر پا لهش میکنیم؟
(یعنی می کشیمش)
گفتم:
من ازخودم ادعایی
را مطرح نکردم
بلکه گزارشها
و نوشتارهای
مطبوعات
داخلی را به
هم ربط دادم. در
حاشیه اضافه
کنم من روانشناس
مسایل اجتماعی
نیستم اما با
تاملی که به
خصوص در مورد جوانانی
که در ج.
اسلامی به
دنیا آمدهاند
و یا در
سنی بودهاند
که رشد
فکریشان در
حکومت زیر
سلطه آخوند
شکل گرفته، داشتهام، به
این نتیجه
رسیدهام که
خانواده در تعلیم
و تربیت بچهها
خیلی بیشتر از
جوامع باز تاثیر
داشته است. چون
محیط هم به
شدت آلوده به
فساد و دزدی و
دروغ، حقه و کلک
شده است. خب
نسلی هم که در
این محیط رشد
میکند اگر
سالهای شکلگیری
شخصیتش در
خانواده ای
باشد که خود
در بافت حکومت
بودهاند و یا
برای حفظ بقای
خودشان دایم
تظاهر به
تقدس، خداداری،
روزهداری،
نماز خوانی و حجابداری
مینماید،
بچه دوشخصیتی
بار میآید و بعد
دروغ و تظاهر و
زندگی با ماسک
هم بخشی از شخصیت
او میشود. از
استثناها که
بگذریم نمونههای
بسیاری در
اجتماع میتوانیم
سراغ کنیم که
فرزندان همان
راه والدین را
رفتهاند.
دخترها و پسر
مخملباف همان
محسن مخملباف
هستند که فقط فاصله
سنی با پدر
دارند. در
ماجراهای
هنری/سیاسی
این چند ماه هم همه حادثهسازان
دایم دروغ
گفتهاند.
گفت:
خب گلشیفته
رفت و بدون اجازه
در فیلم آمریکائی
بازی کرد.
گفتم:
من به دقت
مسایل سینما
را در جمهوری
اسلامی تعقیب
میکنم و از
لابلای همان
مطبوعات
داخلی تحت
کنترل هم میشود
بسیاری از
واقعیتها را
بیرون کشید.
با یکی از
دوستانم
تلفنی صحبت میکردیم.
گفت: در جریان
انتخابات هستی؟
گفتم:
بله از طریق
کیهان
شریعتمداری.
گفت:
چطور تحمل میکنی؟
گفتم:
چاره ای نیست.
کیهان آئینه
رژیم ج.
اسلامی است و روزینامههای
دوم خردادی آن
روی سکه قلب
ولایت فقیهاند،
منتها
ریاکارانه
ماسک تحولخواهی
به چهره کریه
خود زدهاند، آنگونه
روزینامهها
بیشتر ار روزینامه
شریعتمداری آزار
میدهند.
بگذریم
همان موقع که زمزمههایی
شنیده شد که
قرار است خانم
در "مجموعه
دروغها"
ظاهر شود این
خبر را هم
مطبوعات
حکومتی منعکس
کردند که خانم
با اجازه
وزارت ارشاد
در این مجموعه
حضور پیدا میکند.
سایت انتخاب هم نوشت:
"پس
از گزینش گلشیفته
فراهانی برای
بازی در فیلم،
سازندگان، تغییراتی
در فیلمنامهی
اولیه دادهاند
تا حضور
فراهانی در فیلم
با موازین ویژهی
قانونی ایران
در تضاد نباشد."
فیلم
هم ساخته شد
خانم هم بعد
از بازی غیر
شرعی در فیلم
خوشبختانه
بدون هیچ مزاحمتی
در ج. اسلامی
به گفته خودش
خوش میگذراند،
منتها بعد از
مدت کمی خبر
اولیه از روی
سایتها غیب
شد و شکل
ماجرا تغییر
کرد.
گفت:
اول گفتند
خانم ممنوعالخروج
است.
گفتم:
بعد معلوم شد
این اظهارنظر
هم دروغ بوده
است، ممنوعالخروج
بودن خانم هم
از نوع ممنوعالخروجیهایی
است که بدون
هیچ مانعی
خارج میشوند
و اینحا هم به برکت
و نعمت میرسند.
این خانم برای
شرکت در مراسم
نمایش فیلم از
مرز رسمی ج.
اسلامی خارج
میشود و خودش
را به هولیود
میرساند و آنجا
ادعا میکند
که اوهم مثل
شیرین عبادی
حجاب ندارد
اما در ج. اسلامی
که هست به
فرامین آخوندها
به ناچارگردن
مینهد.
گفت:
بله همین خانم
در پاریس و قبل
از سفر به آمریکا
با همسرش با
سردلال
سینمایی ج.
اسلامی
ملاقات میکنند
و در این گزارش
خانم، همه حرفها
پیرامون
ممنوعالخروج
بودنش را تکذیب
میکند. سردلال
جریان این ملاقات
را به
دارالخلافه
گزارش میکند.
اما چرا عکسی
که از این
خانم و همسرش
در کنار سردلال
مخابره می شود
خانم در پاریس
هم با حجاب
اسلامی رویت
میشود؟
گفتم:
لابد تشخیص
داده است که
تشعشع مویش برای
سردلال منع
شرعی دارد.
و
حالا این مورد
را که ایشان
دروغ گفتهاند
و یا تقیه
کردهاند را به یاد
داشته باشید
تا موارد دیگر
را خدمتتان
عرض کنم.
گفت: بعد
گفته میشود
ایشان دیگر
پناهنده شدهاند
و این دورهایست
که اپوزیسیون
امکانی پیدا
میکند تا با
ستایش از
شهامت
گلشیفته خانم
به وظابف ضدحکومتی
خود به بهترین
و کارسازترین
شیوه عمل کند. البته
هدایت جریان تشنه
اینگونه
افتخارات هم
مثل همیشه به عهده
دکتر علیرضا
نوریزاده
است. اما این
دوران هم
چندان پایدار
نیست چون گلشیفته
خانم که در
مصاحبه با نیویورك
دیلینیوز
فرموده بود: "من
به خاطر این فیلم
دردسرهای زیادی
كشیدهام.
مقامات ایرانی،
گذرنامه مرا
گرفتند و نیروهای
امنیتی بارها
از من بازجویی
كردند."
ناگهانی
ماسکش را تغیر
میدهد. در
جلسه ویژه
نمایش فیلم
مهرجویی آب
پاکی میریزد
روی دست
مبارزین ضدرژیم
و میفرماید: "به هر
حال من همیشه
یکی
ازافتخاراتم
این است که
بتوانم یک
سفیر خیلی
خوبی برای
ایران (ج. اسلامی)
باشم برای
اینکه به شدت
عاشق ایران
(نظام ج.
اسلامی) هستم و
مطمئنم هیچکس
به اندازه من
برای ایران (جمهوری
اسلامی) تبلیغ
نکرده و
نخواهد کرد.
من همیشه گفته
ام که ایران (تحت
سلطه رژیم
ولایت فقیه) بهترین
جایی است که
یک فرد میتواند
در آن زندگی
کند و جایی
است که یک نفر
میتواند خوش (!
)بگذراند. در
هر شرایطی و
فردا هم همه
چیز را مشخص
میکند که چه
خواهد شد. به
هرحال من با
پاسپورتم از
ایران (پاسپورت
ح. اسلامی)
آمدهام و
انشاءالله با
همین پاسپورت
هم به ایران (دارالخلافه)
بازخواهم گشت."
گفت:
پس چرا همان
وقت مشاور
اندیشمند
رئیس جمهور
مردمی اعلام
نکردند که
ایشان مشکلی
ندارند و میتواند
به بهشت برینی
که آخوندها
ساختهاند
برگردند؟
گفتم:
صبر کن این
نمایشنامه ۳
پرده دارد آنچه
برایت تعریف
کردم مربوط به
پرده اول بود
که داریم پشت
سر میگذاریم
تا برسیم به
پرده دوم.
هر
چند گلشیفته
خانم ایران
اشغالی را جائی
میداند که یک
نفر واقعا میتونه
خوش بگذرونه، البته
نمیگه پس چرا
جوونا اینقدر
خودشونو به
این در واون
در میزنند تا
از این بهشت
بگریزند یعنی
خوشی زیر دلشون
زده؟ اما هنوز
خانم مغضوب
نمایانده میشود
و قرار است شخصا
آقای وزیرمحترم
سانسور احمدینژاد
زیر پای
مقدسشان لهش
کنند.
گفت: بعد
روزهای
جشنواره فجر
فرا میرسد
خانم هم که
هنوز متمرد و
از خوارج
محسوب میشود،
فیلم "به خاطر
الی" هم که
خانم گلشیفته
در آن بازی
کرده توقیف
است. اما همان
زمان که فیلم
را به بهانه
توقیف بودن از
لیست فیلمهای
جشنواره فجر
حذف کردهاند،
خودشان فیلم
را همراه با
یک گروه مجهز
خبرنگار و عکاس
به برلین
فرستادهاند.
گفتم:
بله هیچ فیلمی
بدون اجازه،
صلاحدید و خواست
ج. اسلامی نمیتواند
در هیچ
جشنواره و یا
رویدادی خارج
از ایران شرکت
کند. اگر
کارگردان
فیلم ویا هر
کس دیگر چنین
ادعایی داشته باشد
حتم داشته
باشید که دروغ
میگوید (به
عنوان این گفت
و شنود توجه
کنید). اینها که
خودشان میدانند
صدای فجرشان
را بقال سر کوچه
هم نمیشنود،
پس فیلم را میفرستند
به برلین تا
برای سینمای
جمهوری
اسلامی به
خصوص در دوران
احمدینژاد
که خانم مرکل
صدراعظم او را
هیتلر کوچک
دانسته
موقعیت
بسازند. میدانید
فستیوال
برلین امسال
رودربایستی
را کنارگذاشت و
رسما پروپاگاندا
فیلم سفرهای
احمدینژاد
را هم نشان
داد.
گفت:
به نظر تو
فیلم "به خاطر
الی" شایسته
هیچ نوع تقدیری
نبوده است؟
گفتم:
اول اینکه
برای من که دهها
مقاله و چند
پژوهش و چند
کتاب در مورد
بهره سیاسی
رژیم های
سرکوبگر از سینما
نوشتهام
وسخنرانیها
و مصاحبههای
بسیاری داشتهام
توجهم به بهرههای
سیاسیای است
که ج. اسلامی
از سینما میبرد
نه ارزشهای
هنری فیلمهای
سینمای
جمهوری
اسلامی و اگر
این فیلم
شاهکار سینما
هم باشد ذرهای
در قضاوت من
تاثیر نخواهد
گذاشت. خب اگر
کسی برای
نمونه به بهره
سیاسی از ورزش
استناد میکند
که دیگر برایش
مطرح نیست
کدام فوتبالیست
بهتر بازی میکند
یا فلان گل
خوب در زمین
رقیب نشست و یا
نه. علاوه بر من
رضا علامهزاده
قبل از اینکه
تغیر موضع
بدهد در کتاب "سراب
سینمای
اسلامی" و پرویز
صیاد در کتاب "سینمای
در تبعید" و در
سخنرانیهایش
هم با همین
دید به سینمای
جمهوری
اسلامی نگاه
کردهاند. حتا
صیاد پا را از
این حد هم
فراتر میگذارد
و اعتقاد دارد
هر چه فیلمهای
صادراتی و فستیوالی
بهتر باشند آب
بیشتری به
آسیاب جمهوری
اسلامی میریزند.
مگر وقتی آقای
کسلیک به جمهوری
اسلامی سفر
کرد اظهار
تاسف نکرد که
در ویترین
موزه جوایز
رژیم یک خرس
کم است؟ از آن
پس ۳ خرس به
موزه افزوده
شد! دیگر از
این واضحتر
میشود
همگامی رفتار
کسلیک را با
خواست سیاسی
ج. اسلامی
مشاهده کرد؟
گفت:
پس همان شگرد
همیشگی یعنی صدور
فیلم برای
جشنوارهها و بزک
چهره رژیم و... ؟
گفتم:
علاوه برآن
روال همیشگی رفتارشان،
اینجا باید
طوری سرو صدا
راه بیندازند
که انگار فیلم
"به خاطر الی"
مظلوم واقع
شده است. همین
کار را هم میکنند
و البته این
شگرد را بارها
برای تحت تاثیر
قرار دادن
داورها در کن
و برلین و جاهای
دیگر به کار
گرفتهاند. پس
ما کی میخواهیم
نسبت به حقهها
و کلک های
آخوندها هوشیار
بشویم؟ ۳۰ سال
کافی نیست؟
گفت:
اما دراین
قضیه سیر
حوادث به گونه
متداول طی نمیشود.
به طور
ناگهانی خانم
گلشیفته سر و کلهاش
در برلین پیدا
میشود و اذعان
میکند
میهمان کسلیک
است. مگر این
خانم ادعا
نکرده بود که
حجاب ندارد فقط
در داخل محجبه
میشود؟ اما
میبینیم در
برلین هم با
حجاب کامل
اسلامی حضور
پیدا میکند و
همان حرفهایی
که در جلسه
مهرجویی گفته
بود تکرار میکند.
گفتم:
بله دارد خودش
را برای اجرای
پرده دوم
آماده میکند.
گفت:
اما هنوز هیچ
واکنش
مثبتی از
جانب عوامل رژیم
مشاهده نمیشود.
گفتم:
هیچ واکنشی؛
نه مثبت و نه
منفی.
اما
همزمان با فستیوال
برلین که خرس
نقرهای
دستگیر و تحویل
جمهوری
اسلامی میشود
یکباره و در
عرض ۴۸ ساعت باند
حاکم که میخواستند
گلشیفته را
اعدام کنند و حکم
ارتدادش را هم
صادر کرده
بودند، شیفته
او میشوند.
آن را به گلی
تشبه میکنند
که در گلستان!
ولایت فقیه
پرورش یافته
است (به سخنان
مشاور رئیس
جمهور در وصف
جمال و کمال
خانم توجه کنید).
رئیسجمهورمحبوب
و مردمی هم در
همین روزها
دستور میدهد
که فیلم را به
فجر هم وارد
کنند. و چند تا
جایزه هم در
فجر نصیبش
کنند. اصغر
فرهادی هم از
دو خدا، خدای
سر زمین کفر و گناه
- فستیوال
برلین – و هچنین
از خدای پاک و مقدس
ج. اسلامی - فستیوال
فجر-
سپاسگذاری
کرد.
گفت:
کسی هم سئوال
نمیکند که
چرا همان زمان
که گلشیفته
خانم در لسآنجلس
بود و متن
دیکتهشده را
هم قرائت کرده
بود، هیج
نشانهای از
رافت و شفقت
در رفتار
حکومتیان
مشاهده نشد؟ بعد
آخوندها آنقدر
بخشده میشوند
که رفتار و اعمال
کسی را که سند
نجابش باطل
شده و ملحد
است و قرار
است زیر پا له
بشود را میبخشند،
اما ۷۰ هزار
زن را در طرح فاشیستی
به عنوان
امنیت
اجتماعی به دست
گزمههای
حکومتی
سپرده
و التزام
گرفته و سر و صورت
بدحجاب ها را
خونین و مالین
کرده و زهرا
کاظمی را با آن
شقاوت بعد از تجاوز
کشته و پزشک
جوان زهرا بنییعقوب
که حجاب را هم
رعایت میکرده
با شقاوت به
قتل م رسانند.
درگزارش روزینامههای
حکومتی از اوایل
بهمن ماه ۳۵
نفر از
پرستاران زن بیمارستان
هزار تختخوابی
تهران را به
هسته گزینش
دانشگاه
تهران فرا خواندهاند
و در آنجا حکم
اخراج شان به
آنها اعلام
شده است. علت
اخراج این
پرستاران بر
اساس گزارش
مذکور "عدم
رعایت حجاب" و
"عدم اعتقاد
به مبانی
جمهوری اسلامی"
عنوان شده
است. به این اعمال
و جنایتها،
همچنین
هزاران جنایت
دیگر که این
آدمخواران
مرتکب شدهاند
را میتوان اضافه
کرد که اینجا
جای بحثش
نیست.
در همین
روزهاست که
باز هم به طور
غیرمنتطره با
درخواست شمقدری
مشاور هنری رئیسجمهور-چه
رئیسجمهور
حرفگوشکنی- مقام
ریاستجمهور از
وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامی،
خواست تا
موانع حضور این
فیلم در
جشنواره برطرف
شود. به
موازات نامه
احمدینژاد و
دستور صفار
هرندی مبنی بر
اجرای مفاد
نامه، جعفری
جلوه، معاونت
سینمایی
وزارت ارشاد
گفت: "با توجه
به این كه ما
از حضور فیلم
"درباره الی"
در جشنواره استقبال
كرده و میكنیم،
طبیعی است كه
نظر صریح و
صوابدید
مقامات عالی
كشور را با
اشتیاق اعمال
خواهیم كرد كه
اگر ملاحظهای
هم در مورد
حضور این فیلم
در جشنوارههای
داخلی و خارجی
(مگر برای
شرکت در برلینا
له مشکلی
ایجاد شده بود؟!)
وجود داشته
است، مربوط به
سطوح تصمیم گیری
فراتر از مدیران
سینمایی كشور
بوده است."
و بعد
این اطلاعیه
هم از طریق
دفتر ریاستجمهور
محبوب صادر می
شود:
سایت
انتخاب روز یکشنبه
به نقل از
جواد شمقدری،
مشاور هنری
محمود احمدینژاد،
رئیسجمهور
ایران، نوشت: "نظر آقای
احمدینژاد
این است که
خانم فراهانی
همین امروز به
تهران
بازگردد." البته
بعد از اینکه
خر شان از پل
گذشت یعنی برای
"به خاطر الی"
موقعیت
فستیوالی
ساختند.
آقای
شمقدری در
ادامه با
اشاره به نقشهای
قبلی گلشیفته
فراهانی و
هنرنمایی او
در فیلم میم
مثل مادر، ساخته
رسول ملاقلیپور
که به گفته او "دل
میلیونها
ایرانی را به
درد آورد"
افزود: "گلشیفته
فراهانی
خطایی کرده و
بعد پشیمان شده
است (کی خانم
ابراز
پشیمانی کرد؟).
فکر میکنم
مسئولان
جامعه اسلامی
باید با سعه
صدر! با
این موضوع
برخورد کنند."
به
این ترتیب با
انتشار این
اطلاعیه پرده
دوم نمایشنامه
هم با موفقیت
اجرا میشود (
تماشاگران
برمیخیزند و به
شدت ابراز
احساسات میکنند.
پرده بسته میشود).
گفت:
بعد؟
گفتم: مسایل
مرتبط با تخریب
گلزار خاوران
پیش میآید و این
رفتاررژیم که
نشانه پستی و پلشی
ملاهاست انعکاس
وسیع مییابد .همین
طور رفتار با
اقلیتهای
مذهبی شدت میگیرد.
آزار بهائیان
ابعاد جدیدی
پیدا میکند.
صدای اعتراض
دانشجویان، زنان،
معلمان و کارگران
رساتر میشود
در این شرایط به
روال همیشگی
باید اذهان را
منحرف کنند و
ناگهان نشریات
و سایتهای
اینترنی
حکومتی پر میشود
از خبر بهجتبخش
حضور
برجستگان
هولیود در
درالخلافه و ذهن
ها همه در
اشغال پرده
سوم این نمایش
هیجان انگیز
است وسایت سینمایی
حکومتی سینمای
ما مینویسد:"
حضور
هیئت عالیرتبه
اسکار در
ایران، از
رئیس آکادمی
گرفته تا
ستارهای مثل
آنت بنینگ و
فیلمنامهنویس
بزرگی همچون
فرانک پیرسون
و چند مقام سینمایی
دیگر مهم
هالیوود، آن
هم به فاصله
چند روز پس از
اتمام مراسم
اسکار، مهمترین
خبر این
روزهای
سینمای ایران
است. آنقدر
که با این
بسته خبری
بسیار مفصل،
«سینمای ما»
بکوشد شما را
در جریان این
اخبار قرار
دهد". بعد هم
هنرپیشگان
سینمای
جمهوری اسلامی
فاطمه معتمد
آریا و.. عکس های
جذاب در کنار
فرستادگان
فاسد غرب فاسد
می گیرند و خاطره خوشوبش
با شان پن را
زنده میکنند.
به
خصوص وقتی این
بازیگران
اسلامی در
کنار آنت
بنینگ
هنرپیشه
معروف
هالیوود و بازیگر
نقش اول فیلم "زیبای
آمریکایی" باآن
سکانسهای
باز و بیپروا
جلوی دوربین
عکاسان ج.
اسلامی لبخند
میزنند در حقیقت
به ریش مردم
اسیر ایران میخندند
و ماهیت یک
سیستم ریاکار
و چندچهره را
به نمایش میگذارند.
گفت:
گفته شدکه
اینها برای
ایجاد کارگاههای
فیلمسازی و آموزش به
جمهوری
اسلامی سفر
کردهاند!
گفتم: بله همانقدر
که سفرشرودر
صدر اعظم
پیشین آلمان غیرسیاسی
و برای
افتتاح یک
مرکز پزشکی بود
سفر این هیئت
هم برای آموزش
سینماست!- باز
هم توجهت را
به عنوان این
مطلب جلب میکنم
-منتها دروغ
آرایشگران
حکومت، اسلامی
است که میشود
تقیه و دروغ
این هیئت
البته سیاسی. حتا
در دعواهای
باندهای
حکومتی بخشی از
واقعیت حضور
اینان
نمایانده میشود
و کیهان
شریعتمداری
مینویسد: "چند
روزی است که
یک هیئت
سرشناس از
سینماگران آمریکایی
از جمله «تام
پولاک» رئیس
کمپانی یونیورسال
و سد جنیس (سد گانیس)
رئیس آکادمی
علوم و هنرهای
تصاویر متحرک
آمریکا- اعطاکننده
جایزه اسکار-
و آنت بنینگ
هنرپیشه معروف
هالیوود و
بازیگر نقش
اول در فیلم
«زیبای
آمریکایی» و...
به ایران آمدهاند.
برخی از اعضای
این هیئت، از
جمله جنیس، از
سیاستگذاران
اصلی هالیوود
و در آمریکا دارای
مقام رسمی در
حد یک وزیر
است. او بدون
کمترین مانع و
هر وقت بخواهد
میتواند با
عالیترین
مقامات
آمریکایی
دیدار کند. او
طی چند سال
اخیر با جرج
بوش،
سناتورهای
آمریکایی- از
هر دو جناح
بازها و کبوترها- و اعضای
دیوان عالی
آمریکا
ملاقاتهای
پیدرپی
داشته است.
وظیفه جنیس و
هیئت همراه او
گسترش فرهنگ و
سیطره سیاسی
آمریکاست."
گفت:
نخستین جلسه
معارفه راهم
مجید مجیدی
آغاز کرده که
به گفته خودش
ذوب در ولایت
است و جلسات
دیدار رهبر با
هنرمندان را
هم هدایت میکند.
پس رهبر معظم
هم چراغ سبز
داده است. اما
انگار
اختلافی و یا شکافی
در میان
حامیان باند
احمدینژاد
رخ داده باشد. خودشان
هم از هم
گلایه میکنند
که چرا وزارت
امور خارجه
احمدی نژاد به
همه بدون هیج
مانعی ویزا
داده است؟
گفتم:
نگران نباش
صلح و صفا
برقرار است
اما اینها
جمعی حزبالهی
جان بر کف دارند
که باید اینها
را در توهم
نگهدارند. دلشان
همچنان خوش
باشد که رژیمشان
با
جهانخواران و در
راسشان آمریکا
درافتاده و پیروز
و سربلند شده
است. پس باید
گاه انتقادهایی
بکنند تا
اعتماد این
تهیمغزان را
همچنان جلب
کنند. مجلسی
هم که به
ادعای دومخردادیهای
ورشکسته و توسریخور
دست نشانده احمدینژاد
است گاه ژست
مخالفت میگیرد
و وزرای احمدینژاد
را استیضاح میکند.علاوه
بر اینها مشاور
هنری و البته اندیشمند
مقام ریاست
جمهوری میفرمایند
که تا هنرمندان
آمریکایی از
کردههای خود
و ساختن فیلمهای
ضداسلامی
پوزش نخواهند،
مفتخر به
شرفیابی به
حضور مقامات
نخواهند شد. یعنی
آنها را با
هزینه هنگفت
میآوریم، میهمانیهای
مفصل به
افتخارشان میدهیم
اما از دیدار
رسمی مقامات
محرومشان میکنیم
- چه تنبه
وحشتناکی!- شگرد
آنقدر سطحی و پیشپاافتاده
است که شاید در
ته دل همان
امت همیشه در
صحنه و چماقداران
را هم به خنده
وادارد.
گفت:
اما درسایت سینمای
ما مینویسند:
"هر چند
ویترین جوایز
بینالمللی
سینمای ایران
دیگر کامل شده
و از هر جایزه
معتبری میتوان
نمونهای در
موزه سینما
پیدا کرد (۱۲۰۰
جایزه در ۱۵
سال دوم عمر حکومت
آخوندها) و
همین جایزه
خرس نقرهای
هم سال قبل
توسط رضا ناجی
برای بازیگری
در «آواز
گنجشکها» بهدست
آمد اما اگر
کمی واقعبین
باشیم باید
جای ویژهای
برای این خرس
نقرهای جدید
باز کنیم."
گفتم
: مقامات بارها
گفته اند که
سینمای جمهوری
اسلامی در
دنیا حرف اول را
میزند و بلافاصله
این سئوال اول
یک آدم فضول
مثل من میتواند
باشد که اگر
این جوایز
واقعی است، که
این سینماگران
جمهوری
اسلامی هستند
که باید به
هولیودیها آموزش
بدهند نه برعکس،
چون من تصور نمیکنم
میزان جوایز
سینمای آمریکا
در جشنوارههای
دیگر در این
سالها هرگز به
این حد رسیده
باشد و اگر نه
باید شما با
ما همصدا شوید
که جوایز را نه
فیلمها بلکه
به رژیم اهدا
کردهاند.
گفت:
اتفاقا کیهان
شریعتمداری
در همین خصوص
اعترافی میکند
که هرگز نمیتوان
از زبان باند
خاتمی شنید،
کیهان مینویسد:
"به راستی
سیستم
فیلمسازی آمریکا
با هزینههای
میلیارد
دلاری و آن
استودیوهای
پرزرق و برق و
عریض و طویلش
چه تناسبی با
سینمای ایران و
این دفاتر
لاغر و ضعیف
فیلمسازی
دارد که بیشتر
در آن دلالی
فیلم اتفاق میافتد
تا چیزی به
نام تهیهکنندگی؟
چه تجاربی از
آن سیستم
ماوراء خصوصی و
سوپراستودیویی
عجیب و غریب
قرار است به
این سینمای
نحیف نیمهدولتی-
نیمهخصوصی
برسد"
...و
ادامه داد: پس
این سفر با
مقاصد سیاسی
دولت احمدینژاد
و باند های
دورن حکومت
برای چهرهسازی
این باند
مرتبط است.
گفتم:
خب نمیتواند
بی ارتباط
باشد چون در آغاز
ریاست خاتمی یک
گروه حسننیت
وسفیران آشتی
از جمهوری
اسلامی به آمریکا
صادر شدند (نیکی
کریمی، ملک
جهان خزایی، تهمیه
میلانی، فرشته
طائرپور و ....). اما
این بار احمدینژاد
یک برگ برنده برندهتررا
رو میکند و بلندپایگان
سینمای
هولیود را با
تقبل هزینه
سنگین و البته
از کیسه مردم
وارد میکند،
یک لچک اسلامی
هم سر زنانشان
میاندازد. خب
در آن زمان
بیل کلینتون رئیس
جمهور بود و حالا
خانم کلینتون
وزیر امور
خارجه. در هیئت
ارسالی برای
جور کردن جنس
یک
بازیگرسیاهپوست
ـ آلفروودارد
- را
هم وارد کردهاند.
گفت:اما
حرف خیلی خوشمزه
که فقط خوراک
همان چماقداران
و لباسشخصیهای
جان برکف است اینکه
دولت احمدینژاد
میخواهد وانمود
کند که سهمی
در این دعوت
ندارد و خانه
هنرمندان کاملا
مستقل، بدون
هیچ مشورتی
این برنامه را
تنظیم کرده
است. بله دیگه
وقتی کشوری به
شیوه دمکراتیک!
اداره میشود خب
کانون
هنرمندانش هم مستقل!
عمل میکند.
گفتم
: البته توجه
داشته باش این
نمایشنامه جنایی/
کمدی، جنبه
های کمدیش
خیلی قوی است،علاوه
بر ادعای
استقلال !خانه
سینما، چند
جای دیگر هم
از این گونه
دیالوگهای طنزگونه
مدد گرفته شده
است.
گفت:
اما اینها سالهاست
که به قول
خاتمی برای
مسخ شدن وبه دست
آوردن یک اسکار
تلاش میکنند تا
حالا که ناکام
ماندهاند. میشود
حدس نزدیک به
یقین داشت که
میخواهند
برای اسکار
سال دیگر برای
فیلم اصغر
فرهادی راه
بگشایند. چون
دیگر
کیارستمی هم
مهر سوختهای
شده فعلا نقطه
امیدشان اصغر
فرهادی است که
دایم تاکید میکند
فیلمسازسیاسی
نیست (یادتان
هست آن سالها
کیارستمی هم
دایم برهمین
واژه تاکید
داشت) خداشناس
هم هست. در
ارتباط با جایگزینی
فرهادی به جای
کیارستمی، امیر
قادری هم در
سایت سینمای
ما مینویسد: "این
یکی جایزه فرق
میکند. بعد
از سالهای
سال که
جشنوارههای
خارجی به «کاردستی»
- ملاحظه
میکنید آنهمه
افتخار تبدیل
شد به کاردستی
- های ایرانی
جایزه دادهاند
و سینمای ما
را به دلایل فرامتنی!
تحویل گرفتهاند
جایزه
جشنواره
برلین به اصغر
فرهادی برای
بهترین
کارگردانی،
آغاز یک فصل
تازه است. همان
طور که دیتر کاسلیک
مدیر جشنواره
برلین گفت،
امیدواریم «درباره
الی» طلیعهدار
حضور نوع جدیدی
از سینمای
ایران در جهان
باشد».
گفتم:
بعد عباس
کیارستمی را
از اوج به زیر
میکشند ومینویسند:
از فیلمهای کودکانه
«عباس
کیارستمی» (بهره دو
پهلو از واژه
کودک) تا آثار
حاد
افشاگرانه
«جعفر پناهی» و
نمونههای
سطحی «خانواده
مخملباف» و
شاعرانههای
احساساتی
«مجید مجیدی»
هیچکدام
آثاری نبودند
که بیننده
خارجی با دیدن
آنها تصویری
ملموس و جاری
از واقعیت
جامعه ایران
دریافت کند.
گفت:
یعنی بعد از ۳۰
سال و با ۱۳۰۰
جایزه هیچ
فیلمی نتوانسته
واقعیت ملموس
جامعه ایران
را تصویر کند.
حالا و فقط با
یک فیلم با
همدلی آقای
کسلیک مردم به
آرزوی دیرینه
میرسند. عجب
نمایش جذابی
بود. حیف که
دارد به پایان
میرسد.
گفتم:
کمی صبر داشته
باش آخر نمایش
یک کمدی /
جنایی تمام
عیار است!
پرده
کم کم بستهتر
شود، نور
عمومی خاموش
میشود، یک پروژکتور،
نور در یک
نقطه میاندازد
و اطلاعیه روزنامه
رسالت قرائت میشود:
بسم
الله الرحمن
الرحیم*
مقاله
دیروز«چرا
سكوت» آقای حسین
شریعتمداری
مدیر مسئول
روزنامه كیهان
را خواندم و
از ورود هیئت
سینماگران
آمریكایی به
تهران متاثر و
متاسف شدم.
نمیدانم
نام این اقدام
را غفلت یا چیز
دیگر بنامم.
اما به هر حال یك
اقدام غیرقابل
دفاع است.
اما
فرصت را غنیمت
میدانم و در
آستانه اقدام
بجا و شایسته
دادستان كل
كشور در پیگیری
جرایم جنگی
مقامات رژیم
صهیونیستی و نیز
اقدام
دادستان
تهران مبنی بر
جلب ۱۵ نفر از
جنایتكاران
اسرائیلی
توسط پلیس بینالملل
طرح شكایتی را
به شرح زیر
خطاب به آیتالله
دری نجفآبادی
مطرح مینمایم.
حضرت
آیتالله دری
نجفآبادی
سلام
علیكم
احتراما،
در انجام وظایف
ذاتی آن
دادستانی در
برخورد با
متهمین به هتك
حرمت اسلام و
مسلمین و توهینكنندگان
به باورهای دینی
مردم مسلمان
جهان و مدافعین
صهیونیستهای
كودك كش،
افراد مشروحه
زیر را كه با
پای خود به
حوزه استحفاظی
آن دادستانی
وارد شدهاند
را با قید وثیقه
فوری یك میلیارد
دلاری
بازداشت نمایید.
۱ ـ مستر
تام پولاك
۲ ـ مستر
سدگانیس
این
آقایان از
سردمداران
هالیوود
هستند كه در
ساخت فیلمهای
موهن ضداسلامی
و ضد ایرانی
به شرح زیر:
۱ ـ ماجرای
ایندیانا
جونز جوان
[تبلیغ و ترویج
اسطورههای
صهیونیسم]
۲ ـ قلمرو
[فیلم سراسر
توهین به
اسلام و
مسلمانان]
۳ ـ ایوان
قدرتمند [فیلم
اهانت آمیز
باور به
خداوند سبحان]
۴ ـ یونایتد
۹۳ [توهین به
اسلام و تلاش
برای تروریست
معرفی كردن
مسلمانان]
كه
به عنوان مدرك
جرم اشاره میشود،
مشاركت و
مباشرت مستقیم
و غیرمستقیم
داشتهاند.
نسخ فیلمهای
موهن و مستهجن
مذكور به
عنوان سند جرم
از طریق
معاونت امور سینمایی
وزارت ارشاد
اسلامی و آرشیو
صدا و سیمای
جمهوری اسلامی
ایران قابل
دسترسی است.
پرده
بسته و بستهتر
می شود .
افکت
پرواز هواپیمای
قاصدهای
هولیودی، صدای
خنده و قهقه
سردمداران
هولیود در فریادهای
ضدآمریکایی رئیس
جمهورمحبوب– با
صدای مجری
اسکار که
فرهادی را به
صحنه میخواند
و صوت
ملکوتی مقام
معظم رهبری برعلیه
استکبار
جهانی وسخنان
خاتمی،هولیود
در کنار
پنتاگون وسیله
مسخ
انسانهاست ... در
هم میکس میشود...
پایان پرده
سوم.
پرده
کاملا بسته می
شود.
کف
زدن ممتد حضار.
اسلام پیروز
است، استکبار
نابود است....
توضیحات:
* عنوان
مطلب از فیلم «مجموعه
دروغها»
ساخته ریدلی
اسكات وام
گرفته شده است.
* تمام افزوده
های داخل
پرانتز از من
است. همین طور
علائم !
* تصویرمطلب
از راست به چپ: آنت
بنینگ، بهاره
رهنما، فاطمه
معتمد آریا، آلفر
وودارد
* این
اطلاعیه
واقعی است و عینا
در روزینامه
رسالت چاپ شده
است.
بصیر نصیبی
۹ مارس ۲۰۰۹
زاربروکن/
آلمان
وبلوگ www.cinemaye-azad.com