یادداشت
روز
نادر ثانی
در یادداشتهای
روز سایت دیدگاهها
۱۶
مرداد ۱۳۸۸
یک انسان
مسخشده یا
مسخ یک انسان
دو روز
پیش تصویری را
که از کنار هم
گذاشتن دو عکس
از محمدتقی
ابطحی در دو
برهه گوناگون
زمانی به دست
آمده (تصویر
مقابل) دیدم. تصویر
اول متعلق به
زمانی است که ابطحی
از ضرورت
اصلاحات برای
جلوگیری از
انقلاب سخن میگفت
و از "مهندسی"
انتخابات
توسط جناح
رقیب، شکوه میکرد.
تصویر دوم اما
تصویری از او
در به اصطلاح
دادگاهی است
که او را به
جرم این که گفته
است در
انتخابات به
نفع احمدینژاد
تقلب شده مورد
محاکمه قرار
دادهاند تا
او با زبان
خود در مقابل
دوربینهای
شوی
تلویزیونی
(ببخشید
دادگاه!!)،
جنبش مردم جان
به لب رسیده
ایران بر علیه
رژیم جمهوری
اسلامی را
همان " انقلاب
مخملی" خامنهای
خوانده،
نامیده و به آن
اعتراف!! کند. دختر
ابطحی در
مصاحبه با بیبیسی
اعلام کرد که
پدرش در زندان
ده کیلو وزن
کم کرده است.
صحت و سقم این
موضوع و "عمل"
در مورد وی را
از مقایسه دو
تصویر میتوان
مشاهده کرد.
در نوشته
کوتاه زیر
خطوط اصلی رویداد
اخیر را از
نظر خود بیان
میکنم.
۱. به دو
تصویر پیش و
پس از "عمل"
نگاهی
بیندازید! به خوبی
میتوان دید
که روزهای
زندان آنچنان
هم با
"مهربانی"
"برادران"
همراه نبوده و
"میهمان" آن
"آقایان"
بودن چندان هم
دلپذیر نیست! شاید
جای "دست"
آنان که آنچه
میخواستند
بر سر "ترانه"ها
آوردند را
نتوان براحتی
برچهره ابطحی
تشخیص داد
اما، مسخشدگی
را میتوان به
خوبی در چشمان
ابطحی دید. سخن
تنها از
آسیبهای جسمی
نیست! سخن
تنها از آن
نیست که در
خلال مدت
کوتاهی ده
کیلو، کمتر یا
بیشتر، از وزن
او کاسته شده است.
سخن از
آسیبهای
روانی نیز
هست. رژیم
مذهبی ای که
برای آخوند
جماعت شدیداً
حرمت و تقدس
قایل
است،کسانی که
در راس یک
حکومت آخوندی
قرار دارند، او
را "خلع لباس"
کرده و در
جایگاه متهم
نشاندهاند
تا هر چه میخواهند
بگوید و آنهم
نه تنها از
خود و در رابطه
با "جرم" خود!
۲. بدیهی
است که آنچه
جلسه
"دادگاه"
نامیده شده
حتی
کاریکاتور خوشنقشی
از آن نیست. یک
نمایش
تبلیغاتی، یک
"شو"ی تلویزیونی
است که تهیهکننده
و کارگردانی
به ظاهر ناشی
داشته است. مینویسم
به ظاهر چرا
که شاید عجله ترتیبدهندگان
این نمایش، از
آنرو که میخواستند
این نمایش
اندکی پیش از
نمایش رئیسجمهور
شدن احمدینژاد
به انجام برسد
و از این رو
تهیه و
کارگردانی را
با مشکلاتی
روبرو کرده
است!
۳. به
روشنی میتوان
دید که سيستم
قضائی جمهوری
اسلامی نمیتواند
دارای
کوچکترین
اعتباری باشد.
تاریخ برگزاری
جلسه
"دادگاه" از
پیش اطلاع
داده نشده
است. متهمین
یا وکیل
نداشتهاند و
یا اگر داشتهاند،
وکلای آنان از
برگزاری جلسه
دادگاه خبر
نداشته و یا
از شرکت در آن
منع شدهاند. "کيفرخواست"
این "دادگاه"
حتی یادآور یک
کپی کمرنگ از
کیفرخواستی
واقعی در این
رابطه نمیباشد.
در چهارچوب دیکتاتوری
جمهوری
اسلامی هيچ
قانونی قانونيت
نداشته و هيچ فرد،
هیچ "قانون" و
هیچ حقی از تجاوز
قدرتمندان
این رژیم در
امان نيست.
۴. بدیهی است
که آنچه ابطحی
و عطریان در
این نمایشات
اظهار داشتهاند
فاقد هر گونه
اعتبار است.
اصولاً هر
گونه اعتراف
در زير فشار و
شکنجه (در هر
شکلی که باشد) از
هر فردی گرفته
شده باشد بیارزش
بوده و دارای
کوچکترین
اعتبار و
سندیتی نیست.
۵. ما باید این
نمایش
ابلهانه را
محکوم کرده و
با صدایی رسا
فریاد
برآوریم که
"اعترافاتی"
که در چنین
شرایطی گرفته
شدهاند بیارزش
هستند حتی اگر
اعترافکننده
فرد یا افرادی
باشند که خود
سالها در
اعمال جنايات
بر علیه مردم
دست داشتهاند.
۶. نمیدانم
این داروهایی
که از آنها میگویند
(و ابطحی با
مهارت در مورد
آنها چیزی نمیگوید)
بیشتر از همه
بر کسانی اثر
دارد که یا جزیی
از رژیم هستند
و یا در خدمت
آن بودهاند! مصاحبهها،
گفتهها،
نوشتهها و
اعترافات
وابستگان به
"حزب توده" را
به یاد دارید؟
۷. ابطحی و
عطریان از
خطری که به
"آگاهی
رسیدن" و "بیدار
شدن" آنها کمک
کرده است میگویند
و این عامل
چیزی جز خطری
که ثبات و
وجود جمهوری اسلامی
را تهدید میکند
نیست و این
درست آن چیزی
است که موسوی
نیز همین چند
روز پیش
دوباره به
زبان آورد.
خواست اینان
"جمهوری
اسلامی، نه یک
کلام کمتر و
نه یک کلام بیشتر"
است! و این
درست آن چیزی
است که تودههای
ما نمیخواهند
و نمیتوانند
بخواهند!
۸. در یکی از
شعارهای تودهها
آمده بود
"استقلال،
آزادی،
جمهوری ایرانی".
به خوبی درک
میکنم که چرا
این شعار نمیتواند
مورد قبول
موسوی و
همپالکیهای
رنگوارنگ او
قرار بگیرد!
این شعار نه
تنها علیه
"جمهوری
اسلامی" که حتی
در مقابل
"اسلام" و
"سلطنت" نیز
هست. شعاری است
که میتواند
در کنار
شعارهای
اساسی، چون
"جمهوری
اسلامی، با هر
جناح و دسته،
ناتود باید
گردد!" و
"زندانی
سیاسی آزاد
باید گردد!" در
خدمت مبارزات
تودههای ما
قرار گیرد.
۹. شکی نیست که
رسالت ابطحی و
عطریان فر با
"اعترافات" و
گفتههای خود
"مشروعیت"
بخشیدن به
حملات بعدی
رژیم لجامگسیخته
جمهوری
اسلامی میباشد.
اینان و آنان
که پس از
اینان با چنین
عملکردی در
راه هستند به
قدرت حاکم و
جنایتکاران
تحت فرمان آن امکان
میدهد تا با
دستی هر چه
بازتر
اعتراضات
مردمی اخیر را
دسيسه
بيگانگان
جلوه دهد و با
این توجیه زمينه
دستگيری و سرکوب
بیشتری را آماده
ساخته و گام
بعدی را در امر
سرکوب
مبارزات تودههای
ما بردارد.
۱۰. جمهوری
اسلامی با
سازماندهی نمایش
کمدی- تراژیک
"دادگاه"
یادشده میخواهد
حکومت مطلقه
خود را دارای توان
بسیار و قدرقدرت
جلوه دهد تا
تودههای بهپاخاسته
و معترض را به
وحشت انداخته
و فضای
مبارزاتی
جامعه را گلآلود
سازد و
بدینگونه
بتواند به
حیات ننگین خویش
ادامه دهد.
۱۱. آنچه
مسلم است آن
است که
"دادگاه
ابطحی و عطریان
فر" چیزی جز نمايشی
مسخره نیست و
بدیهی است که
این نمایش و
پردازندگان آن
کاملاً محکوم میباشند.
۱۲. با توجه به
آنچه که میبینیم
که جانيان جمهوری
اسلامی، این
سگان زنجیری
سرمایهداری
جهانی، چه بر
سر "خودی"ها
آورده و چگونه
بدیهیترین
حقوق آنان را
پایمال میکنند،
گرفتن تصویری
که اینان در
سياهچالها و
بيدادگاههای
خود بر
فرزندان
راستين تودههای
ما میآورند أنچنان
دشوار نمیباشد.
نادر ثانی
استکهلم ۱۴
مرداد ۱۳۸۸
برای دیدگاه
nader.sani@gmail.com, www.nadersani.net