نادر ثانی:

"کارگران فصلی"، فصلی دیگر از بهره‌کشی سرمایه‌داری از توده‌های تحت‌ستم در جمهوری اسلامی

 

رفیقی لینکی برایم ارسال کرده بود و بدینگونه بود که راه به دنیای انسانهای شریفی که تحت نام ّکارگران فصلی" در تلاش برای امرار معاش هستند یافتم. اینان بخشی از توده‌های محروم ما هستند که در اعماق گرداب سرمایه‌داری حاکم در حال دست و پا زدن هستند. نگاهی به عکسهایی که من را به لرزه درآوردند بیندازید:

http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=52505

 

بر تن آنان جامه‌ای نکبت‌بار کرده و آنان را در قفسی در انتظار رسیدن کسی که نیروی کار آنان را به بهایی نازل برای چند ساعت و یا چند روز بخرد نشانده‌اند. گویی دیگر یوغ اسارتی که سرمایه‌داری بر گردن آنها انداخته و زنجیری که این سیستم بر پاهای آنان انداخته کافی نبوده و می‌بایست "سمبل"ها به واقعیاتی سرد و تلخ مبدل گردند. آنها را در قفسی جای داده و در انتطار "فرشته نجاتی" نشانده‌اند که از راه رسیده تا در قبال انجام کار شاقی دستمزد ناچیزی به آنها داده و بدینگونه آنها را یارا سازد تا بار دیگر بتوانند غذایی بخور و نمیر تهیه کرده و بدینگونه شکم خود و شاید خانواده‌ای را سیر کنند. به چهره آنان و به چشمان پر انتظارشان بنگرید تا بتوانید اندکی از بار رنج آنان را ببینید. نگاهی به عکسها انداخته و به عمق فاجعه‌ای که سگان زنجیری سرمایه‌داری جهانی حاکم بر ایران به توده‌های ما تحمیل کرده‌اند بیندیشید. "کارگران فصلی" در کشور ما بسیارند. آنها را در گذشته همواره کنار خیابانها و جاده‌ها و در میدانهای بزرگ و کوچک شهرها دیده‌ایم و حال می‌توانیم در قفس‌ها نیز نظاره‌گر آنها باشیم. جمهوری جهنمی اسلامی که در اعمال دیکتاتوری سرمایه‌داریش "قرون وسطائی" می‌باشد، در اعمال قوانین بازار سرمایه‌داری نقبی به جهان دویست و سیصد سال پیش زده است. قدرتمندان جمهوری اسلامی که برای ادامه دادن قدرت خویش به بند کشیده، شکنجه کرده، دست و پا و زبان بریده، چشم درآورده، سنگسار کرده، تیرباران کرده و به چوب اعدام می‌سپارند؛ برای ایجاد امکانات بهتر و مناسب‌تر برای سرمایه‌داری، در قفس می‌نشانند و به راستی آیا می‌توان از آنان که فاجعه قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ١٣٦٧ را به وجود آوردند انتظاری دیگر داشت؟

 

سه‌شنبه ٢٢ مرداد ١٣٨٧