یوسف
زرکار:
پاسخ
به نظرخواهی
گزارشگران
با تشکر
از شما آقای
یوسف زرکار
گزارشگران:
هم اینک مطرح
میشود که
"عبور از
موسوی اجتنابناپذیر
است"، با توجه
به رویدادهای
اخیر، نظر شما
در این مورد
چیست؟
یوسف
زرکار: اگر
"عبور از
موسوی" به
مفهوم فراتر
رفتن از سطح
خواستهها و
منشورهای
کذایی ایشان
در نظر گرفته شود
که با تاکید
بر "حفظ نظام
مقدس جمهوری
اسلامی" و در
چهار چوب
"قانون اساسی"
آن محصور است،
نه تنها "اجتنابناپذیر"
بلکه به بیان
دقیقتر
ضروری است. اگر
به مضمون و
اهداف جنبش آزادیطلبی
و دمکراسیخواهی
که از شب ۲۲
خرداد و در
همان زمان
اعلام کذایی
نتیجه انتخابات
یا در واقع
کودتای سیاسی
و در شرایط
بهتزدگی
عمومی از فلکه
اول تهرانپارس
شروع شد توجه
کنیم، اگر به
روند تداوم آن
و شعارهای طرحشده
و به نیروهای
شرکتکننده
در آن با
ترکیب وسیع
سنی و جنسی و به
ویژه شرکت
فعال زنان و
جوانان و به
گستردگی و
دامنه آن دقت
کنیم که چگونه
از شکاف ایجادشده
در حاکمیت و
در دفاع از
رای خود سود
جسته و به
رادیکالترین
شکل و شعار در
روزهای اولیه
سربرآورد، خواهیم
دید که چنان "عبوری"
لازم و ضروری
است. زیرا
خواستهها و
محتوای جنبش
اخیر نمیتواند
در شکل و
محتوای حفظ نظام
جمهوری
اسلامی بگنجد
و در آن تحقق
یابد، زیرا در
غیر اینصورت جنبش
نمیتواند به
اهداف و
خواستههایش
دست یابد. بدیهی
است که
دستیابی به
اهداف جنبش،
با "عبوری" به
مانند طرح
مضحک "عبور"
از خاتمی در
گذشته و یا
اکنون موسوی (با
تغییرات جزیی)
کارساز نیست
بلکه به معنای
دگرگونی
بنیادی یا
همان سرنگونی
حمهوری
اسلامی- امری
که بسیاری از
سازشکاران از آن
ترس دارند و
از این خواست
فرار میکنند-
بستگی تام
دارد. اینکه
این تحقق در
عمل، چگونه و
با چه کیفیتی باشد،
امری است که
به کشاکش و
مبارزات
نیروهای درگیر
یعنی تودههای
مردم، سطح و
شکل مبارزات،
کیفیت شعارهای
آنان و چگونگی
توان و شیوه
برخورد رژیم و
سیاستهای
جناحهایش و
نتیجه حاصله
از این کشمکشها
بستگی دارد.
با توجه به
روند تاکنونی
و سطح تلاشها
و مطالبات "جناح
سبز" رژیم و
مردمی که آگاهانه
و جان برکف به
میدان آمدهاند،
چنین "عبوری"
به طور نظری طرح
شده است و تا
"عبور" عملی و
واقعی راه درازی
با فراز و
نشیب در پیش
است.
گزارشگران:
با در نظر
گرفتن اینکه
موسوی همواره
تاکید بر حفظ
نظام داشته و
دارد، آیا
ایشان دارای
این ظرفیت هست
که بتواند با
رهبری جنبش
سبز، ایران را
به آزادی
برساند؟
یوسف
زرکار: قبل
از پاسخ به
این سئوال
باید روشن شود
که منظور از "جنبش
سبز" چیست؟ و
"آزادی ایران"
به چه معناست؟
جنبش کنونی (خیزش
خرداد ۸۸) که
جنبشی برای
آزادی و
دمکراسی است، بههیچوجه
نه فقط و
انحصاراً سبز
نیست بلکه
رنگارنگ و یا
به قول معروف
رنگینکمان
است. یعنی
وقتی جنبشی هدف
آزادی و
دمکراسی را در
پیش رو دارد
نمیتواند
مضمونی به غیر
از سکولاریسم،
پلورالیسم و
دمکراتیسم
داشته باشد و
این نافی قالب
کردن دروغین
جنبش مردم در
پوشش سبز یا
زرد یا هر رنگ
دیگری است.
مهم این است که
دریابیم که
علاوه بر
مضمون جنبش، جهت
حرکت آن کدام
است؟ جنبشی
که انباشتگی
و فشردگی
سرکوب و
دیکتاتوری سی
ساله، پتانسیل
و انرژی محرکه
آن را تشکیل
میدهد و
واکنشی علیه
رژیم است، طبعاً
هدف دگرگونی و
"عبور" از
نظام را در پیش
رو دارد. در
این چهارچوب موسوی
و جناحش که
حداکثر خواست
آنان در صورت
عملی شدن، دستیابی
به جنبههای
"مغفول"
قانون اساسی
جمهوری
اسلامی و برخی
تغییرات جزیی است،
نمیتواند و
ظرفیت آنرا
ندارد که
"ایران را به
آزادی "
برساند. زیرا
برای دستیابی
به آزادی و
دمکراسی در
ایران نه تنها
باید اولین
مانع یعنی نظام
جمهوری
اسلامی کنار
زده شود، بلکه
برای رسیدن به این
هدف به نیروی
عمل و
مکانیسمی
نیاز است که
حداقلهای آن،
منجمله شرکت
وسیعتر اقشار
و طبقات و به ویژه
کارگران با
مهر طبقاتی، ایجاد
نهادها و تشکلهای
مستقل محلی و
سراسری و
پیدایش رهبری
است که بتواند
افق و برنامه
روشنی را پیش
روی جنبش
بگذارد و فعلاً
چنین شریطی
فراهم نیست و
رسیدن به چنین
مطلوبی بستگی
تام به روند
پیشرفت جنبش
دارد.
گزارشگران:
چه راهکارهایی
را برای تشکیل
شورای حمایت
از جنبش خونین
مردم و یا هر
نهاد هدایتگر
دیگر
پیشنهاد میکنید؟
فکر میکنید
در عین حال
واکنش
نیروهای
مختلف شرکتکننده
در این خیزشها،
نسبت به این
راهکارها
چیست؟
یوسف
زرکار: با
توجه به اینکه
بین نهادهای هدایتگر
و حمایتگر
تفاوت اساسی
وجود دارد، تفکیک
این دو و کار بر
دو اطلاق اولی
را برای جنبش
داخل و دومی
را برای حرکات
حمایتی در
خارج کشور
مناسبتر میدانم.
در رابطه با
جنبش در داخل
هرگونه نسخهپیچی
مشخص کاریست
غیراصولی و
نادرست، ولی
در خطوط کلی
راسنایی میتواند
طرح شود: در بطن
تداوم و گسترش
کمی و کیفی
جنبش، در پرتو
شرکت فعال
کارگران،
زنان،
دانشجویان و
تودههای
مردم با
خواستههای
مشخص و ایجاد
نهادها و تشکلهای
مستقل و
خودویژه آنان
و نهادهای
مدنی که مهر
طبقاتی و یا
عمومی خود را
بر جبش بکوبد،
توانایی
اعمال هدایتگری
بخشی و محلی
را خواهد داشت
و در صورت به هم
پیوستن و
سراسری شدن
امکان ایجاد یک
نهاد هدایتگر
سراسری را
فراهم میسازد.
در رابطه با
خارج کشور
باید اساساً
به این نکته
توجه داشت که
تحرک و جوشش
جنبش در داخل
است که زمینه
تحرک و حمایتهای
گسترده مردمی
در خارج را
موجب شده و
فراز و نشیب
آن تابعی از
متغیر داخلی
است. با توجه
به تشکلیافتهگی
نسبی گروهها
و جریانات و فضای
دمکراتیک
موجود در خارج،
ایجاد شورای
حمایتگر بر پایه
مبنایی چون
دفاع و حمایت
از مبارزات
مردم، دفاع از
خواستها و
مطالبات آنان،
دفاع از خواست
سرنگونی رژیم
جمهوری اسلامی
با شرکت همه
گرایشات و رنگها
و پرچمها، میتواند
بستری باشد که
توان و ظرفیت
برای ادامهکاری
و رشد و تداوم
جنبش حمایتی
را فراهم کرده،
واکنش مثبت در
داخل ایجاد
کند و موجب
خنثی کردن
سازشکاری، تفکر
و برخوردهای
"سبز الهی" – که
کاریکاتوری
از تفکر و
برخورد "حزبالهی"
است - گردد.
گزارشگران:
با توجه به
سرکوبهای اخیر
و حضور احمدینژاد
به عنوان رئیسجمهور،
چه راهکارهایی
را برای مردم
و به ویژه
خارج از کشوریها
ارایه میدهید
که مانع حضور
وی بر مسند
ریاستجمهوری
باشد؟ لطفا
این راهکارها
را در مورد
مردم ایران و
خیل گسترده
تبعیدیان و
مهاجران
ایرانی بیان
کنید.
یوسف
زرکار:
اینکه احمدینژاد
در مسند ریاستجمهوری
بماند یا
نماند، اساساً
بستگی به
کیفیت و سطح
مبارزات مردم
با رژیم از یک
طرف و از طرف
دیگر به
چگونگی کشمکشهای
جناحهای
حکومتی و
سیاستهایشان
دارد. روند تاکنونی
نشانگر آن است
که جناح
کودتایی با
اتکاء به
نیروهای
سرکوب مانند
سپاه و بسیج و
پلیس و چند
آخوند دستچندم
حکومتی و بخشی
از مجلس و صدا
و سیما، مراسم
صوری تنفیذ و
تحلیف را در
حمام خون تودهها،
گورهای دستهجمعی،
شکنجههای
وحشیانه و
تجاوزات جنسی
زندانیان زن و
مرد، برگزار
کرده و در
تلاش است تا
سیطره خود را
تداوم بخشد.
اما تداوم
مبارزات مردم،
علیرغم هزینه
سنگینی که
برای آنان
دارد، نه تنها
شکاف در
بالاترین ردههای
حکومتی را تشدید
کرده و سرنوشت
این کشاکشها
را رقم خواهد
زد، که هم
اکنون شاهد پسلرزههای
آن هستیم، بلکه
در رسیدن به
اهداف جنبش
اخیر نیز
تعیینکننده
است.
گزارشگران:
چرا تاکنون اپوزیسیون
داخل و خارج
کشور
نتوانستهاند
یک شورای
حمایت از خیزش
مردمی و جنبش
اجتماعی
ایران تشکیل
دهند تا
بتوانند این
جنبش را هدایت
کنند؟
یوسف
زرکار: برای
توضیح چرایی
این ناتوانی
در ایجاد
نهادهای
هدایتگر و
حمایتگر در
رابطه با داخل
و خارج باید
عوامل و پارامترهای
متعدد و نقش و
عملکرد آنها
در دو شرایط
متفاوت داخل و
خارج، مورد
بررسی
قرارگیرد. با
توجه به اینکه
یک بررسی همهجانبه
و مشروح در
این جا میسر
نیست، لذا به
اختصار به
برخی از
مهمترین انها
اشاره میشود.
یکی از اساسیترین
عوامل، سرکوب
و دیکتاتوری
مستمرو خشن سی
ساله رژیم
جمهوریاسلامی
است که به طور
سیستماتیک به
نابودی و اضمحلال
تشکلهای
مستقل
کارگری، زنان،
دانشجویی و مردمی
دست زده است.
نابودی و ریشهکن
ساختن خونین
سازمانها ی
سیاسی و تشکلها
و نهادهای مرد
می به نحوی
مستمر (که
فرازهای آن در
اعدامهای
گروهی سالهای ۶۰-۶۳
و کشتار دستهجمعی
سال 67 را همه به یاد
داریم)، سیطره
گفتمان و
عملکرد اصلاحطلبی
کذایی دوره
خاتمی با آن
نتایج حاصله، عدم
وجود فضای دموکراتیک
که لازمه رشد
تشکلها و
نهادها برای به
هم پیوستن و
سراسری شدن
است، برخی
تحلیلها و
شیوههای ناکارآمد
مبارزاتی و
غیره از زمره
عواملیاند
که این چرایی
را در داخل میتوانند
توضیحگر
باشند. و در
نتیجه در
شرایطی که
جنبش خرداد ۸۸
به طور
ناگهانی و خودجوش
پدیدار شد،
همه را غافلگیر
کرد وخلاء
وجود یک نهاد
هدایتگر
رادیکال و
مردمی به عینه
آشکار گشت. و در
این راستا،
تلاش و نقش
جوانان و زنان
در استفاده از
وسایل مدرن
ارتباطی و
اطلاعرسانی
به همدیگر و
به خارج و
تلاشها و
تحرکات آنان
برای تداوم
جنبش ، امید
وارکننده است.
و در
مورد چرایی
این ناتوانی
در خارج کشور
باید عوامل و
موارد دیگری را
مورد توجه
قرار داد که
عبارتند از: شکست و
سرکوب سازمانهای
سیاسی و
مهاجرت آنها
به خارج از
کشور، پیآمدهای
ناشی از این
شرایط و
تاثیرات آنها مانند
انفعال و
انشعابها و
غلبه تفکرات
انحرافی
سکتاریسم و
دگماتیسم، عدم
شناخت مستقیم
و همهجانبه،
نداشتن
برنامه و چشمانداز
وغیره آن
عواملیاند
که در عدم
تشکیل نهادی
حمایتگر و
فراگیر، موثر
بودند و در شرایط
جوشش یک جنبش
ناگهانی وسیع
موجب غافلگیری
نیروهای
رادیکال و انقلابی
شد و سیطره
موقتی
نیروهای
اصلاحطلب،
سازشکار و
فرصتطلب، و
یا نیروهای
مدافع سیاستهای
خارجی، در
هدایت حرکات
حمایتی در
خارج از کشور را
فراهم نمود.
گزارشگران:
به صورت
عمومی نظر و
طرز برخورد
نیروهای شرکتکننده
در این خیزشها
نسبت به
یکدیگر را چگونه
ارزیابی میکنید؟
یوسف
زرکار: اگر
صحنه سیاسی
جامعه در
شرایطی که این
خیزش رخ داد را
به طور کلی و
عام مد نظر
قراردهیم، میبینیم
که تودههای
مردم جنبشی کیفی
و سطح بالایی
را رقم زدند
که از یکطرف
نیروهای
اصلاحطلب را
به دنبال خود
کشیدند و از
طرف دیگر با
سرکوب گسترده،
وحشیانه و قهرآمیز
نیروهای
گوناگون رژیم
مواجه گشتند.
این نیز روشن
است که هرکدام
از این
نیروهای درگیر، خواستها
و اهداف خود
را پیگیری میکنند.
تودههای
مردم که
دگرگونیطلباند،
با مشارکت میلیونی
در تظاهرات ۲۵
خرداد و با
شرکت وسیع و
هزاران نفری
در اعتراضات و
درگیریهای
خیابانی به ویژه
در ۳۰ خرداد و ۱۸
تیر و غیره با
شعارها و طرح
خواست و
اقدامات عملیشان
نشان دادند که
فراتر رفتن و
درنوردیدن
نظام را در
افق و چشمانداز
خود دارند.
اصلاحطلبان حکومتی
نیز مثل همیشه
در تلاشاند
تا با سوءاستفاده
از انرژی و
نفرت تودهها
نسبت به رژیم،
آنان را
همچنان در
محدوده و
چهارچوب نظام
محصور دارند.
و در این راه
از القاء و
تبلیغ نظرات
و روشهای
نادرست
مبارزاتی و
تحریف
تجربیات
مبارزاتی نیز سود
میجویند. و
هرگونه
مقاومت و دفاع
از خود در
برابر
تهاجمات
سبعانه
نیروهای
سرکوبگر را
نفی و تخطئه
کرده و روش
عهد بوقی
گاندی و
دیگران را
موعظه میکنند
که نه با
واقعیت وجودی
رژیم و نه با
سطح سرکوبهای
مدرن و قرن
بیستویکمی آن
سازگار است و
تنها به
انحراف
مبارزات مردم
مدد میرساند.
طرز برخورد و
قصد و سیاست جناح
حاکم و کودتاگر
را در همان تز
معروف النصر
بالرعب میتوان
خلاصه کرد که
با درجات و شیوههای
متفاوت بر
علیه نیروهای
دگرگونیطلب
و اصلاحطلب به
کار میگیرد.
گزارشگران:
آیا فکر میکنید،
جناحهای
مختلف حکومتی
در پیآمد
راهکارهای
مختلف
نیروهای شرکتکننده
در خیزشها، عکسالعملهای
مختلفی ارائه
خواهند داد و
یا اینکه همانند
گذشته سعی
خواهند کرد که
به یکپارچهگی
نسبی دست
یابند؟ در این
میان آیا
نیروهای
سرکوبگر
متصل به جناحهای
مختلف حکومتی،
به روشهای
متفاوتی دست
خواهند زد؟
یوسف
زرکار:
اینکه جناحهای
حکومتی چه
راهکار و روشی
را در برخورد
با جنبش مردم
و یا با
خودشان در پیش
گیرند، بستگی
به تداوم، رشد
و سطح مبارزات
مردم دارد.
اینان در
راستای
استرتژی کلیشان
مبنی بر حفظ
نظام، تاکتیکهای
گوناگون و
مختلفی را در
مواجهه و
برخورد با خودشان
و یا مردم در
پیش گرفته و خواهند
گرفت. و تلاش
کرده و میکنند
که با توجه به
تناسب قوا و
میدان عمل با
مانورهایی- از
فریب گرفته تا
سرکوب و کشتار
عریان، از عقبنشینیها
و سازشهای
موقتی گرفته
تا حذف یکدیگر
- به اهداف خود
دست یابند. و
این کوششها
برای تامین
منافع، حفظ
وضعیت و یا
رسیدن به
موقعیت برتر
تا جایی است که
موجودیت نظام
را دچار
مخاطره نسازد.
تنها عاملی که
قادر به تعمیق
بحران در
بالاییها و
تغییر توازن
قوا به نفع
مردم باشد، تداوم مبارزات
آنان خواهد
بود.
با تشکر
از تلاشهایتان
در ایجاد
شرایط چنین
گفتگوها و آشنایی
با نظرات.
یوسف
زرکار - مرداد
۸۸
با
سپاس از شما
آقای زرکار
گزارشگران