یادداشت هفته

بصیر نصیبی

در یادداشت‌های هفته سایت دیدگاه‌ها

۱۴ تا ۲۱ شهریور ۱۳۸۸

 

به پیشواز سومین گردهمایی سراسری در باره زندانیان سیاسی

مقاومت یا تسلیم؟

 

سومین دوره گردهمایی سراسری درباره زندانیان سیاسی ایران ۱۸ تا ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹، هانوفر، آلمان در شرایطی برگذار می‌شود که مردم ستم‌کشیده ایران به پا خاسته‌اند تا حکومت مافیایی، امنیتی، ارتجاعی جمهوری اسلامی را ساقط کنند. نظام‌های سرکوبگر به زور اسلحه چنان جو خفقان ایجاد می‌کنند که انگاری ابدی‌اند. هر رفتاری که می‌خواهند نسبت به مردم در بند مرتکب می‌شوند، چون آب از آب تکان نمی‌خورد. نه فقط خود دچار توهم می‌شوند که قدرت لایزالند، بلکه بادمجان دور‌قاب‌چینان و به‌به‌گویان هم به خاطر خطیر مبارکشان اطمینان می‌دهند. همه گوش به فرمانند و فرمانبر. اگر بحثمان را به رژیم خمینی محدود کنیم که ولی‌فقیه را نماینده خدا کردند تا بخش مذهبی جامعه را بترسانند. یادتان هست دستمال‌دار کبیر حجازی‌نامی التماس می‌کرد خمینی اعلام کند امام زمان است. دستمال‌داران چنان پیرامون جانشین برحق خمینی، رهبر معظم! حاضر را هم اشغال کرده‌اند و چنان بادش کرده‌اند که متوهم شده که فرمانبر مطلق روی زمین است. او هم خودش را شبانی می‌یابد که امت، رمه‌هایش هستند. چیزی که مغز علیل و بیمار دیکتاتور، قدرت درکش را ندارد خیزش و جنبش مردمی است. در شرایطی که هنوز حرکت‌های کنونی مردمی آغاز نشده بود بهره‌مندان حکومت هم در توهم رهبرانشان شریک بودند. آنان هم سهم خود را می‌بردند. در دوران سکوت و سکون است که اگر کسانی، گروه و سازمان‌هایی نباشند که جنایت‌های رژیم‌های سرکوبکر را یادآوری کنند چه بسا این جنایت‌ها به دست فراموشی سپرده شود و یا بسیاری از پرونده‌ها لوث شود. بعد از سرکوب خیزش‌های داشجویی به وسیله دولت خاتمی و به یاری دوم‌خردادی‌ها و دانشجویان تحکیم وحدتی، فضای مرگباری بر ایران سایه افکنده بود. در آن دوران تنها سرنگونی‌طلبان بودند که نگذاشتند در فضای مرگبار بعد از سرکوب، جنایت‌های ج. ا. مخفی بمانند، فیلمهایی که محتوای آن قتل‌ها و جنایت‌های رژیم اسلامی را می‌نمایاند، برنامه‌هایی که در شهرها و کشورهای اروپایی، کانادا و... در سالگرد قتل‌عام سالهای ۶۰ و ۶۷ برگزار شد، تداوم مبارزه را تا به به‌پا‌خاستن مردم ما ادامه داد. از ۴ سال پیش، گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران نیز با این حرکت‌های مثبت و موثر همراه شد. برگزاری این برنامه در حقیقت ناممکنی است که با دستان خالی اما با اراده‌ای مصمم و امیدواری‌دهنده ممکن می‌شود. تا امروز ۲ دوره از این رویداد برگزار شده است. زندانیان سیاسی در حکومت پیشین و در جمهوری اسلامی از بیشتر شهرهای اروپا، آمریکا، کانادا و... با عشق و اشتیاق در این گردهمایی حضور می‌یابند.

 

من در دوره دوم این همایش حضور داشتم و برنامه‌ای با عنوان «سینمای تبعید و زندان» را ارائه دادم. وقتی برنامه من در حضور انسانهایی که سالها زندان و شکنجه را تحمل کرده و با قامت برافراشته به استبداد و ارتجاع نه گفته‌اند، شروع شد چنان تاثیری از جو گرفتم که برنامه‌ای متفاوت از آنچه تاکنون در مجامع، نشست‌ها و سخنرانی‌ها داشته‌ام ارائه دادم. برنامه‌ریزان این رویداد در هر دوره کارشان در تلاش بوده‌اند که قدمی به جلو بردارند. ضعف‌ها و کاستی‌ها را پذیرفته‌اند و در جهت تعالی بخشیدن به کار و راهشان حرکت کرده‌اند. نقدها و نظرهای خیرخواهانه، در بهتر شدن برنامه‌ها می‌تواند اثر مثبت داشته باشد، اما بودند افراد و جریان‌هایی که تمام هم و غمشان را گذاشته بودند برای به توقف کشاندن این حرکت. واکنش‌های منفی هم خود نشانه‌ای بود از تاثیر مثبت این حرکت. این سنگ‌اندازی‌ها در اراده و تصمیم برنامه‌ریزان خللی وارد نکرد، بلکه کوشش گردانندگان را برای غلیه بر کاستی‌ها دوچندان کرد.

 

 در شرایطی سومین همایش سراسری برگذار می‌شود که مردم ایران به پا خاسته‌اند، وابستگان رژیم با علم سبز می‌خواهند برای بقاء رژیم بکوشند، می‌خواهند خواست‌های مردم را در حد کنار رفتن احمدی‌نژاد و جانشینی موسوی مهار کنند. این گردهمایی در این شرایط ضرورت برگزاریش دوچندان می‌شود.

 

برنامه‌های هنری امسال در کنار مباحث سیاسی، اجتماعی، پژوهشی، گسترده و متنوع تنظیم شده است. می شود گفت به برنامه‌های فرهنگی به حق بار بسیار داده شده است.

 

گردهمآیی با شعرخوانی، مینا اسدی وعباس سماکار، موسیقی ناهید نعیمی و دنا آغاز می‌شود.

 

با نگاهی گذرا به برنامه تنظیمی درمی‌یابیم که هیج برنامه برای پر کردن زمان انتخاب نشده و با کاستن از تعداد سخنرانی‌ها و افزایش وقت بحث و تبادل‌نظر گامی مثبت در جهت پُربارترشدن برنامه‌ها برداشته شده است. برای نخستین بار سخنرانان آلمانی هم در مباحث شرکت می‌کنند. مباحث اساسی و کلیدی در این برنامه مطرح می‌شود. فقط تمرکز روی عناوین صحت نظر من را گواهی می‌دهد:

 مقاومت یا تسلیم/ از کودکان دیروز در زندان تا جوانان امروز در جامعه/ بچه‌های خشونت و سرکوبهای سیاسی/ روانشناسی شکنجه/ نامه سرگشاده به شرکت‌کنندگان سومین گردهمایی سراسری ۳۰ سال تجاوز و شکنجه جنسی در ایران/ شکنجه، فاجعه‌ای که در ذهن نمی‌گنجد: عوارض، پی‌آمدها، و راهکارهای درمانی شکنجه و پیامدهای آسیبی آن/ شکنجه و پیامدهای آسیبی آن: از تجربه نابودی خود و از دست دادن جهان/ شکنجه: تبدیل انسان اجتماعی به زنده‌ای در خود و برای خود/ گزارشات و پیشنهادات و...

 

سخنرانان و ارائه‌دهندگان مباحث:

فرخنده و مژده ارسی، پرویز هدایی، شهلا طالبی، سهراب خوشبویی، هژیر پلاسچی، ناصر پرنیان، مارکوس برونر، مینا زرین، نورایمان قهاری، میلا مسافری، هانس-هنینگ‌ها، نهضت اشترانی، شکوفه سخی و ...

و به این برنامه‌ها اضافه کنید برنامه‌های فرهنگی و هنری (سینما، تئاتر، شعر، موسیقی، نمایشگاه‌های نقاشی، کارهای دستی زندانیان)

(با حضور فریده برازنده و ساسانی، شمس، علیرضا و جعفر امیری، پروانه حمیدی، محبوبه موج، حسین افصحی، مینو خواجه‌الدین، منوچهر شهابی، اینگولف آلرس، گروه موسیقی جوانان RAP پویان، گروه هنری ترکیه، گروه موسیقی کردی، گروه موسیقی از هانوفر و...)

 

امسال برای نخستین بار در طی دوره‌های این گردهمایی تظاهراتی برای روز شنبه از ساعت ۱۲ تا ۲ بعد ازظهر سازماندهی شده که امیدواریم علاوه بر مبارزان و زندانیان سیاسی سابق و میهمانان همایش، مردم هانوفر و شهرهای نزدیک در آن شرکت کنند و این اتفاقی شاید نادر باشند که این میزان زندانی سیاسی سابق در یک مکان گرد آمده باشند تا صدای اعتراضشان را علیه جنایتکارانی که دیگر رسوائیشان چنان جهانگیر شده که رهبر که خود فرمانده جنایت است به ارتکاب جنایت و بی‌آبرویی نظامشان اعتراف می‌کند، اعلام کنند. بیائید با حضور گسترده در این تظاهرات نشان دهیم که ما به زندانیان سابق که سالها زیر شکنجه ماندند اما به آرمان‌های انسانی خود پشت پا نزدند، ارج می‌نهیم. بیاید تا بگویبم ما همراه و همدرد آنهایی هستیم که در حوادث اخیر به چنگال این آدمخوران اسلامی اسیر شده و به شکنجه‌گاه‌ها سپرده شده‌اند، هزاران زندانی‌ای که چون جز بافت نظام نبوده‌اند نه نامشان در جایی مطرح می‌شود نه رادیوها و تلویزیون‌ها و سران کشورهای غربی نگرانشان هستند. این چنین است که حضور گسترده در تظاهرات نشان می‌دهد میان ما و آنها که در اندیشه بازگرداندن اندیشه متحجر و عقب‌مانده خمینی هستند و به بیرق سبز سیدی موسوی و یا پرچم جمهوری اسلامی دخیل بسته‌اند یک دریا فاصله است.

 

خبرهای قیام مردم را دوربین‌هایی پوشش داد و صدای مردم به پا خاسته مردم ایران را به دنیا پراکند که امکان یکی دو دقیقه تصویربرداری برای تلفن‌های دستی را داشت و یا دوربین‌های کوچکی بود برای نیازهای خانوادگی. این مهم نیست که اگر تصویرها شفاف نبود، صداها اغلب نامفهوم بود، دوربین‌ها تکان‌های نامناسب داشت. اما همین تصاویر تار و لرزان توانست واقعیت ج. اسلامی و نظام ولایت‌فقیه و حکومت دینی را برای مردم جهان روشن کنند و نشان داد این یک رژِیم فاشیستی و اصلاح‌ناپذیر است. این کم دست‌آوردی نبود. (در این همایش هم بحثی آزاد پیرامون سینمای بدون سرمایه، یوتوب و.. برگذار خواهد شد.)

 

 من چندین ماه پیش و به هنگام نمایش موفقیت‌آمیز فیلم «برای یک لحظه آزادی» در جشنواره‌ی ماکس افولس زاربروکن این فیلم را مناسب برای همایش هانوفر دانستم و از آرش ریاحی خواستم تا با نمایش این کارش در گردهمایی موافقت کند که با نظر مثبت او مواجه شدم. فیلم آرش پایان‌بخش نخستین شب همایش است، انتخابی شایسته با فیلمی حرفه‌ای، خوش‌ساخت، سیاسی. موثر و تکان‌دهنده (درباره فیلم برای یک لحظه آزادی روز سوم جلسه بحث و گفتگو برگزارخواهد شد).

 

در یک سکانس فیلم لاله و حسن (مبارز فراری) به صراحت سقوط رژیم را آرزو می‌کنند.

«اینجا صدای ایران است. رژیم جمهوری اسلامی ساقط شده و مردم ایران از دست رژیم ولایت فقیه خلاص شدند».

 

بی‌شک به هنگام فیلمبرداری این فقط یک آرزو بود که آرش از زبان پروسوناژهای فیلمش بیان کرد، اما زمانی نگذشت که این آرزو به واقعیت پیوند خورد، رژیم حمهوری اسلامی در سراشیب سقوط قرار گرفته است. روز رهایی نزدیک است.

 

بصیرنصیبی. ۵ سپتامبر ۲۰۰۹ زاربروکن. آلمان

 

شماره تلفن تماس:

00491759138709

     00491779360481

آدرس تماس:  tondardialog@web.de

آدرس سایت اینترنتی: http://www.dialogt.org

 

یادداشت های هفته"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های هفته سایت دیدگاه" قید کنید!