حسين شهيدى
مازندرانى
پاتوقهاى
تهران قدیم
در
آمار
دارالخلافه
تهران مربوط
به سال ۱۲۶۹
(هـ.ق) و نیز در
نقشه
دارالخلافه
تهران سال ۱۲۷۵
(هـ.ق) نام یا
اصطلاح
«پاتوق» یا «پاى
طوق» آمده است.
پیش از آنكه
به شرح این
اصطلاح
بپردازیم بایسته
است نخست
نگاهى به معنى
لغوى آن بیفكنیم.
«توغ» یا «توق»
در فرهنگ معین
چنین گزارش
شده است:
۱ـ
علم درفش
رایت.
۲ـ
علم و رایت
بزرگى كه در
ایام عزادارى
سكنه بعض محلهها
در برخى از
شهرها آن را
حركت دهند و
آن از امتیازات
محلات مزبور
محسوب شود.(۱)
نیز
درباره پاتوغ
یا پاتوقى كه
در واقع كوچك
شده پاى توغ
است در فرهنگ
معین چنین
آمده است:
۱ـ
پاى علم، جایى
كه رایت و
درفش را نصب
كنند.
۲ـ
محل گردآمدن
۳ـ
محل اجتماع
لوطیان در
بعضى شهرهاى
ایران
۴ ـ
روز عاشورا
دستههاى
بعضى محلات
ممتاز توغ را
حركت دهند.
زیر و اطراف
توغ را «پاتوغ»
گویند.
اما
عبدالله
مستوفى
درباره پاتوق
چنین توضیح
داده است:
«طوق
عمارى است كه
در بعضى از
شهرها و دهات
علامت این
دستهگردانىها
مىباشد. طوق
را با روپوش و
پارچههاى
فاخر زینت مىكردند
و چهار نفر از
مبرزین افراد
دسته، چهارپایه
آن را بر دوش
گذاشته به راه
مىافتادند و
باقى افراد از
دنبال مىرفتند.
این عمارى یا
طوق، البته باید
در جاى محفوظ
باشد. محل آن
تكیه بزرگ
محله یا قصبه
بود و این
تكیه را "تكیه
پاطوق" مىگفتند
تا اهمیت آن
را واضح
نمایند. پاطوق
را امروز به
هر محلى كه
مركز جمعیت یا
كارى باشد اطلاق
مىكنند حتى
محلهایى را
هم كه براى وافوركشى
و قمار آماده
كرده باشند و
همچنین مراكز
حزبى و صنفى
را هم پاطوق
مىگویند. در
وقتى كه من
رئیس ارزاق
تهران بودم قهوهخانه
قنبر پاطوق
نانواها بود.
بارفروشهاى
میدان هم قهوهخانهاى
داشتند كه
پاطوق آنها
بود و همچنین
سایر اصناف هم
هر یك محلى به
این نام دارند
كه اكثر سرى
به آنجا مىزنند.
البته خیلى
شنیدهاید كه
مىگویند
پاطوق فلان
آدم در فلانخانه
است. در صورتى
كه در این
خانه نه طوقى
است و نه
علامتى و نه
محل اجتماعى
ولى چون این
شخص به این
خانه رفت و
آمد زیادترى
دارد بهطور
استعاره این
خانه را پاطوق
این شخص معرفى
مىكنند.»
اینك نگاهى به
آمار
دارالخلافه
تهران به سال ۱۲۶۹ (هـ.ق) مىكنیم.
طبق این آمار
در محله
عودلاجان دو
پاتوق وجود
داشت كه یكى
به نام پاتوق
حیاط شاهى و
محله عربها
بود و دیگرى
پاتوق پامنار
و راسته
دروازه شمیران.
در
محله بازار یك
پاتوق به نام پاتوق
ملكآباد بود
و در محله چال
میدان سه
پاتوق به نام پاتوق
سرپولك،
پاتوق دربحمام
و پاتوق در
باغ پسته بیك
در
دوره
مظفرالدینشاه
پاتوقها تا
حدى معناى
نخستین خود را
از دست داد و
به نام پلیس
مسئول محله
نامیده شد. به
شرح زیر:
طبق
آمار ۱۳۱۷
(هـ.ق) محله دولت
ده پاتوق
داشت. به نام:
پاتوق سید
جعفر، پاتوق
حاجى عباس، پاتوق
نایب محمد،
پاتوق نایب
محمدعلی،
پاتوق نایبآقا
بابا، پاتوق
نایب عزیز،
پاتوق نایب
حسین، پاتوق
نایب محمد
بروجردی،
پاتوق نایبغلامرضا
و پاتوق نایب
محمد كاشى.
محله سنگلج نه
پاتوق داشت به
نام: پاتوق
نایب شعبان،
پاتوق نایب
حسین، پاتوق
نایب رمضان،
پاتوق نایب
باقر، پاتوق
نایب محمدعلی،
پاتوق نایب
رضا، پاتوق
نایب صحبت،
پاتوق نایب
سیدعلى اكبر و
پاتوق نایب
وهاب.
محله
بازار پنج
پاتوق داشت به
نام: پاتوق
نایب رجب
علما، پاتوق
نایب یوسف،
پاتوق حاجى
اسماعیل
نایب، پاتوق
نایب اسماعیل
و پاتوق نایب
شكرالله
محله
چال میدان
داراى شش
پاتوق بود:
پاتوق حاجى
غلامرضا ، پاتوق
حاجى رحیم ،
پاتوق نایب
على، پاتوق
نایب جعفر،
پاتوق نایب
حسن و پاتوق
نایب عباس
همانگونه
كه گفته شد
این پاتوقها
هیچگونه
بستگى به
معناى اصلى پاطوق
یا پاتوغ
ندارد و همانگونه
كه عبدالله
مستوفى اشاره
كرده نامى استعارى
مىباشد.
در
نقشه
دارالخلافه
طهران سال ۱۲۷۵
تنها از یك
پاطوق نام
برده شده كه
در محله عودلاجان
در امتداد
راسته دروازه
شمیران و در
شمال محله
یهودىها و
شرق محله حیاطشاهى
در نزدیك تكیهدانگى
قرار داشته كه
از آنها «اپى
طوق» نام برده
شده است.
در
خور یادآورىاست
كه در نقشه
دارالخلافه
ناصرى سال ۱۳۰۹
عبدالغفار
نیز فقط از
همین «پاى طوق»
نام برده شده
است.
گمان
بر این است كه
این مكان
نخستین و
نامدارترین
جایگاهى در
تهران دوره
پیش از گسترش
آن و شاید هم
پیش از دوره
قاجاریه بوده
كه در آنجا «طوقی»
نگهدارى مىشده
كه به نام «پاى
طوق» (پاطوق)
خوانده شده
است.
منبع:
تهرونی